سلام به تو که بهترینی  
پروانه سوخت شمع فرو مرد شب گذشت
 
ای وای من که قصه دل نا تمام ماند
لطفاً نظرتون راجع به مطالب امروز1/6/85
Image hosting by TinyPic دوستدارتون Image hosting by TinyPic
 

وقتی که تو را سیر می نگرم
 وقتی که تو را سیر می نگرم، سراپا خاموشی و نشاط می شوم.
تو را با چشم ستایش می بینم و صدای بر هم خوردن لطیف بال فرشته ای را که تو مظهر اویی می شنوم.
در خاموشی و حیرت لبخند می زنم.
نمی دانم تویی که به نزد من می آیی تا تنها آرزوی دل آرزو مند مرا بر آوری، یا این امید من زاده ی وه و پنداری بیش نیست.
روح خود را می بینم که از گردابی به گردابی فرو می رود و در تاریکی عمیق شب که قلمرو خداوند است، زمزمه ی دلپذیر و خوش آهنگی را می شنوم که از سرچشمه ی تقدیر بر می خیزد.
مبهوت و آشفته، رو به سوی آسمان ها می کنم و در برابر ستارگان زانو بر زمین می نهم تا به سرود مقدس روشنایی که اختران آسمان می خوانند گوش فرا دهم.
جان آزرده ام از صحبت جان پیر شده است
جلوه کن جلوه که جان دادن من دیر شده است
غیرتم کشت در آندم که به یوسف گفتند
این زلیخاست که از محنت و غم پیر شده است
سخن این مقال:
  • دوست داشتن خود، شروع یک رابطه ی عاشقانه برای همه ی عمر است.
  • یک بار بیشتر زندگی نمی کنی، اما اگر همین یک بار را به درستی زندگی کنی، کافی است.
  • تبسم، یک زبان همگانی است که مردم سراسر دنیا آن را درک می کنند.
  • گوش دادن را بیاموزید. گاه دق الباب بخت، صدای خفیفی دارد.