قاصدک
.
|
قاصدک
قاصدک!هان چه خبر آوردی؟ خوش خبر باشی،اما،اما گردِ بام و درِمن، بی ثمر می گردی. انتظار خبری نیست مرا نه زیاری نه دیّار و دیاری- باری، برو آنجا که بوَد چشمی وگوشی با کس ، برو آنجا که تورا منتظرند. قاصدک در دل من همه کورند و کرند. دست بردار از این در وطن خویش غریب. ![]() قاصدِ تجربه های همه تلخ،
با دلم می گوید که دروغی تو، دروغ، که، فریبی تو،فریب. قاصدک!هان،ولی...آخر...ای وای! راستی آیا رفتی با باد؟ با توام،آی!کجا رفتی؟...! راستی آیا خبری هست هنوز؟ مانده خکسترِ گرمی جایی؟ در اجاقی- طمع شعله نمی بندم- خردک شرری هست هنوز؟ قاصدک! ابرهای همه عالم شب روز در دلم می گریند. اخوان ثالث ![]() |
||||||
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام فروردین ۱۳۸۶ ساعت 15:30 توسط محمد حسن
|




..::بیا با هم باشیم::..