صحبتی عاشانه

 
روز را خورشيد مي سازد،
 
 روزگارش را ما
       به نام عشق
 
 
موقعی که چیزی برای از دست دادن نداریم، آزاد هستیم.
وقتی توجهی به ارزش ساختگی خود نداریم، آزاد هستیم.
وقتی که زندگی را به واقع درک میکنیم و دیگران را آزادنه، آنگونه ک هستند نه آنچنان که ما میخواهیم باشند، دوست داریم.
رها و سعادتمندیم و جهان را مکانی پر شور میدانیم. ما با این آزادی تازه یافته، در عمل در آفرینش خود سهیم هستیم و دیگر منتظر تایید و یا نگاه ستایشگر دیگران نخواهیم بود.
 
زن و زیبایی
 
 
شنیدم که شمشیر یکی را دوتا می کند بنازم
 
به شمشیرعشق که دوتا را یکی می کند

سلامی با شما

سلامی به پاکی قلب تو دوست خوبم
Image hosting by
 TinyPic
تک افتاده...
 
ای رهگذر!... ای آشنای ناشناسم...
من، پاره ای از یک دل صد پاره هستم...
در جستجوی کاروان زندگی ها ...
تک ساربانی، بیکس و آواره هستم...
تا در تک این شام دهشتزا نمیرد:
این(هست) دیروز افکن فردا پرستم...
در هر کران، از آسمانی بی ستاره...
صد کاروان بیکران، سیاره هستم!
ای رهگذر! ای ناشناس آشنایم!
من، شاعری هستم که دیوانم تو هستی!
سر خورده از ایمان پوچ آسمانها:
روی زمین زنده،ایمانم تو هستی...
محکوم اگر هستم، به زعم شب پرستان:
آزاده زندانبان زندانم، تو هستی...
هر نغمه ی هر تار تک چنگ حزینم:
(آنی) تب افزا، از جهانی ناله دارد...
نامم:(شرنگی) سینه سوز و کینه افروز
از جام شهد سر گذشتی- واله دارد...
هر قطره خون  در هر رگ بی صاحب من ...
فرمان عصیان از دل صد لاله دارد...
هر تک طپش- در قلب من، تک زنگ شومی است...
بر تک مزار پرت دیروز سیه روز...
هر قطره اشکم: مهد لبخندی زفرداست...
لرزنده، بر رخسار شادی سوز امروز...
تک پرچمی هستم، به دست مست ابلیس
بر تارک نعش خداوندان دیروز...
پشتم اگر- چون آسمان- تا گشته ای دوست!
چون و چرایش را مپرس از من ، گناهست!
بار خمیده پشت من: هفت آسمان اشک...
هفتاد دریا، آسمان گم کرده- آه است...
کوهی که از پشتم فلک را می کند سیر:
تک دره ی وارونه ای در قعر چاه است...
باور کن! ای دیر آشنای ناشناسم!
ای رهگذار بیکس پس کوچه ی زیست!
در قلب شب. گر -غیر شب- چیز دگر هست...
در قلب من- جز قلب من- چیز دگر نیست...
کارو

شعر بی کلام

لِی لِی قدم می گذارم وسط شلوغی خیابون
دلم برای تنها پرسه زدن بین آدم ها تنگ شده
برای زل زدن به زمین
برای وسوسه ی راه رفتن لبه ی جوی آب
برای گیج و ویج رد شدن از روی خط عابر پیاده
و زیر لب فحش دادن به موتوری هایی که بی احتیاط از بغل گوشم رد می شن ...

ماشین ها میان و می رن
آدم ها میان و می رن
فکرا میان و می رن
و آسمون ایستاده !
مثل یه وقفه لذت بخش بین روزمرگی ها
حضور آبیش رو حس می کنم ، حتی وقتی نگام به خاکستری زمینه .
وایمیسم
سرم رو بلند می کنم
و نگاه می کنم و نگاه می کنم و نگاه می کنم ...
- مثل لحظه های اسلوموشن فیلم های قدیمی –
من و آسمون
آسمون و من ...
دستام رو باز می کنم
و آسمون رو بغل می کنم
حالا گیریم که تو دستای من جا نشه ...

نکاتی برای زندگی

                                   

The smallest deed done is
greater than the best of intentions.

*********************************

برای درست فکر کردن باید اول دل را از کینه و بدی پاک کرد

زیبایی زن های خارجی

خوشکله

خوش امد گویی

بچه ها سلام امید وارم حال شما خوب باشه و تا این لحظه روز خوبی را گذرانده  باشید